| اثر | صادق چوبک |
|---|---|
| نوع جلد | شومیز |
| تعداد صفحات | 238 |
| انتشارات | شرکت کتاب |
| نوبت چاپ | |
| قطع | رقعی |
| زبان | فارسی |
کتاب روز اول قبر، مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته ی صادق چوبک است که نخستین بار در سال 1965 به چاپ رسید. چوبک در داستان های این مجموعه، با نثری جذاب و تأثیرگذار، سیاهی ها و دردمندی های انسان ها را به تصویر می کشد. توصیفات نویسنده، همانند سایر آثار برجسته ی خود، بسیار درخشان و خیال انگیز هستند و او با نثری جذاب و روان، به دغدغه های مادی و احساسی مردم در جامعه ی وقت می پردازد. شرح درونی ترین افکار و احساسات شخصیت ها به شکلی کاملا بی پرده و بدون تعارف، جذابیتی ویژه به داستان های کتاب روز اول قبر بخشیده است. صادق چوبک موفق شده که در این کتاب، مفاهیمی تفکربرانگیز و ژرف را در قالب داستان هایی درباره ی فقر، عشق، خیانت و رنج به مخاطبین خود ارائه کند.
صادق چوبک، یکی از چهرههای شاخص داستاننویسی واقعگرای ایران، در خلق شخصیتهای جنوب ایران و نمایش زندگی آنها تبحر داشت. او با آثاری چون «تنگسیر»، «سنگ صبور» و مجموعه داستان «خیمه شب بازی»، تصویری بیپرده و گاه گزنده از جامعهی ایران ارائه داد. چوبک به خاطر استفاده از زبان عامیانه و نمایش جزئیات دقیق زندگی مردم عادی، بهویژه اقشار فقیر و ستمدیده، شهرت دارد و از او به عنوان یکی از پایهگذاران رئالیسم در ادبیات داستانی ایران یاد میشود
و حالا دیگر آفتاب پاییزی کم کم داشت می چسبید. تابستان، هرم و شیره آن را مکیده بود و رنگ و رخش را لیسیده بود و ولش کرده بود. همان چنار و افراهایی که از دیوارهای باغ ردیف راه افتاده بودند و گرداگرد استخر عظیم آن به هم رسیده بودند و در تابستان یک سکه از نور خورشید را به زمین راه نمی دادند،اکنون رنگ پریده و تنک برگ، خسته و ناکام زیر زرک آفتاب بامداد پاییزی کرخت و بی حس به دیوار آسمان لم داده بودند.
نمی دانی من از تو و از قیافه ی تو و از رفتار تو و نگاه تو و از آن چشمان بی رحم تو چقدر بیزارم. من می توانم ساعت ها توی چشمان پلنگ نگاه کنم و حس همدردی و انسانی در آن پیدا کنم. اما آن چشمان دریده ی تو که ذره ای نگاه انسانی ندارد، جانم را می سوزاند.
شنیدی چه گفت؟ گفت قبر حاضره؛ قبر من. حالا فهمیدی فرق من و تو چیه؟ من می دونم قبرم حاضره. اما تو از قبر خودت خبر نداری. یه عمره که فکر این قبر منو مثه شمع آب کرده. اما تو آسوده و بی خیال رو یه دونه پات واسادی و از هیچ جا خبر نداری. برای همینم هس که عزیزی. مثه بچه شیرخوره بی گناهی، برای بی خبری و بی گناهیته که عزیزی. حالا باید برم ببینم اون هلفدونی چه جور جهنم دریه.
رفتن به بالای صفحه
فروشگاه اینترنتی کتاب آیین، مرکز خرید انواع کتاب های ادبیات، اسطوره، تاریخ، جیبی، داستان کوتاه، اقتصاد، باستان شناسی، خاطره نویسی، داستان بلند، دین و عرفان، رمان ، روانکاوی و روانشناسی، زندگی نامه، سیاست، علوم اجتماعی، علوم انسانی، علوم سیاسی، علوم تجربی، فلسفه، کلاسیک، کودک و نوجوان، گزارش نویسی، مختصر مفید، مصاحبه، مقاله، موسیقی، نامه نگاری، نقد ادبی و هنر میباشد.
تمامی حقوق این سایت متعلق به کتاب آیین می باشد. Copyright © 2024 AeenBook | طراح سایت: محمد عقیلی