محصول به سبد خرید اضافه شد
0
فروشگاه کتاب آیین| وارد شوید

کتاب چراغ آخر

2 عدد در انبار

تعداد
%20
قیمت:
500000 تومان
تخفیف:
%20
قیمت:
400000 تومان
مشخصات کالا
اثر

صادق چوبک

نوع جلد

شومیز

تعداد صفحات

256

انتشارات

شرکت کتاب

نوبت چاپ

قطع

رقعی

زبان

فارسی

کتاب چراغ آخر

شسی

کتاب چراغ آخر، مجموعه ای از داستان های کوتاه نوشته ی صادق چوبک است که اولین بار در سال 1966 منتشر شد. داستان همنام با عنوان این مجموعه ی ارزشمند، به تلاش های جوانی روشنفکر می پردازد که احساس می کند باید از مردم در مقابل یک معرکه گیر و واعظ مذهبی محافظت کند. اما مقابله با واعظ بسیار سخت تر از چیزی است که جوان ابتدا فکر می کرد. صادق چوبک با استفاده از مهارت کم نظیر خود در توصیف شخصیت ها و شرایط، داستان های نقادانه ای را به رشته ی تحریر درآورده که در عین اختصار، موفق می شوند تصویری ملموس و زنده را از ذهن و ضمیر شخصیت ها ارائه و همچنین، افکاری ژرف و نقدهای اجتماعی گزنده ای را به مخاطبین منتقل کنند. کتاب چراغ آخر، دربردارنده ی برخی از بهترین داستان های صادق چوبک است.

درباره نویسنده این اثر:

شسی

صادق چوبک، یکی از چهره‌های شاخص داستان‌نویسی واقع‌گرای ایران، در خلق شخصیت‌های جنوب ایران و نمایش زندگی آن‌ها تبحر داشت. او با آثاری چون «تنگسیر»، «سنگ صبور» و مجموعه داستان «خیمه شب بازی»، تصویری بی‌پرده و گاه گزنده از جامعه‌ی ایران ارائه داد. چوبک به خاطر استفاده از زبان عامیانه و نمایش جزئیات دقیق زندگی مردم عادی، به‌ویژه اقشار فقیر و ستمدیده، شهرت دارد و از او به عنوان یکی از پایه‌گذاران رئالیسم در ادبیات داستانی ایران یاد می‌شود

در بخشی از کتاب چراغ آخر میخوانیم :

شسی

 جواد تنها بود. می رفت به کلکته درس بخواند. سالی دو بار این راه را می رفت، و از این رو با کشتی و مسافرین جورواجور همیشگی آن آشنا بود، می دانست چگونه از آن ها دوری بجوید و چگونه با آن ها آشنا شود. اما این بار ناچار، کشتی به بحرین و قطر هم می رفت و از آنجا به سوی هندوستان روانه می شد و سفری دراز بود. اما او خوشش می آمد. سفر دریا را دوست داشت. 

 بیش از همه، چهره ی زار و بیمار مادرش که هم اکنون در پشت آن دیوار ها بود، جلویش بود. «این پیرزن از دوری من خیلی برنج می بره. با این ناخوشی ای که داره خیال نمی کنم امساله رو به آخر برسونه. کاش بیچاره زودتر بمیره و راحت بشه و اینقده رنج نبره. چشماشم داره کور می شه. منم که هنوز دو سال دیگه کار دارم. که درسم تموم کنم، نمی دونم آخرش چجور میشه.» 

 هوا صاف و روشن بود. آسمان نیلی بود و آفتاب در آن می درخشید. آفتاب داشت به مغرب می رفت، چشمان جواد باز باز بود و به ته آسمان خیره شده بود. گویی در آنجا چیزی می جست. صداهای درهم مسافرین که دوربرش بود آمیخته با صدای گنگ و گیج کننده ی کشتی، گوشش را پر کرده بود. به آسمان نگاه می کرد و پیش خودش می گفت: «کاش برای آزادی آدمیزاد یک فلسفه، تنها یک فلسفه جهانگیر پیدا بشود که مانند خورشید که هنگام روز نور ستاره های دیگر را از بین می برد، همانگونه ادیان و فلسفه های احمقانه دیگر رااز میان ببرد.» 

دیگر کتاب های ادبیات

رفتن به بالای صفحه

فروشگاه اینترنتی کتاب آیین، مرکز خرید انواع کتاب های ادبیات، اسطوره، تاریخ، جیبی، داستان کوتاه، اقتصاد، باستان شناسی، خاطره نویسی، داستان بلند، دین و عرفان، رمان ، روانکاوی و روانشناسی، زندگی نامه، سیاست، علوم اجتماعی، علوم انسانی، علوم سیاسی، علوم تجربی، فلسفه، کلاسیک، کودک و نوجوان، گزارش نویسی، مختصر مفید، مصاحبه، مقاله، موسیقی، نامه نگاری، نقد ادبی و هنر میباشد.

تمامی حقوق این سایت متعلق به کتاب آیین می باشد. Copyright © 2024 AeenBook | طراح سایت: محمد عقیلی